زنان در این کشور همیشه محروم بوده اند. چرایش را خیلی دقیق نمی دانم اما مطمئنم که محروم بوده اند. در حقوق اجتماعی- در حقوق مادی- در آزادی "البته بیشتر از همه که محرومییم "- و حتی در پذیرش کارهایی که انجام داده اند و در نظام سیاسی- اجتماعی ما متاسفانه یک ارزش است مثل جنگیدن. زنان زیادی در زمان جنگ همچون مردها اسلحه به دست با عراقی ها جنگیدند- زنان زیادی مجروح شدند- زنان زیادی به اسارت گرفته شدند- به زنان رزمنده زیادی در زندان ها و اردوگاهها تجاوز شد و حتی زنان زیادی شهید شدند اما ما از هیچکدام از اینها خبر نداریم. چرا؟ بازهم نمی دانم اما حدس می زنم به این خاطر است که جمهوری اسلامی هیچوقت در جامعه به زن احساس نیاز نکرده است. در اینجا فقط به مادر و یا همسر مهربان و همراه نیاز است. برای همین هم بوده که از ۱۴۰ عنوان کتابی که در مورد زنان و نقش و جایگاه شان در جنگ منتشر شده است بیش از ۱۲۵ عنوان آن به همسران مردان شهید و یا مادرانشان اختصاص داشته و فقط در ۱۰ عنوان به خاطرات زنان مبارز- اسیر و جانباز پرداخته شده است. البته ااخیرا اتفاقاتی در به رسمیت شناختن این حضور در کشور اتفاق افتاده است اما گمان می کنم بیش از اینکه از روی باور باشد روکردن یک آس برای مردمی است که رفته رفته در مقابل تبلیغات دفاع مقدسی واکسینه می شوند. خدا کند که از زنان ایران در جبهه ها دیگر رمبو نسازند.
گزارش امروزم در روزنامه اعتماد را با هدف حساس کردن جامعه نسبت به زنان رزمنده نوشتم.
