هر سال که می گذرد تصاویر و سخنرانی های بیشتری از حافظه رسمی جمهوری اسلامی ایران پاک می شود. البته این مسئله چندان عجیب نیست که در دنیا از سابقه طولانی هم برخوردار است. مثل حذف تصاویر و خاطرات تروتسکی از شوروی سابق. اما تفاوت زمان ما با گذشته در این است که اینترنت ابزار مناسبی است برای زنده نگه داشتن برخی از تصاویر و خاطرات. تصویر بالا ارادت آیت الله طالقانی است به مصدق بزرگ. روح هر دو شاد باد
زنان در این کشور همیشه محروم بوده اند. چرایش را خیلی دقیق نمی دانم اما مطمئنم که محروم بوده اند. در حقوق اجتماعی- در حقوق مادی- در آزادی "البته بیشتر از همه که محرومییم "- و حتی در پذیرش کارهایی که انجام داده اند و در نظام سیاسی- اجتماعی ما متاسفانه یک ارزش است مثل جنگیدن. زنان زیادی در زمان جنگ همچون مردها اسلحه به دست با عراقی ها جنگیدند- زنان زیادی مجروح شدند- زنان زیادی به اسارت گرفته شدند- به زنان رزمنده زیادی در زندان ها و اردوگاهها تجاوز شد و حتی زنان زیادی شهید شدند اما ما از هیچکدام از اینها خبر نداریم. چرا؟ بازهم نمی دانم اما حدس می زنم به این خاطر است که جمهوری اسلامی هیچوقت در جامعه به زن احساس نیاز نکرده است. در اینجا فقط به مادر و یا همسر مهربان و همراه نیاز است. برای همین هم بوده که از ۱۴۰ عنوان کتابی که در مورد زنان و نقش و جایگاه شان در جنگ منتشر شده است بیش از ۱۲۵ عنوان آن به همسران مردان شهید و یا مادرانشان اختصاص داشته و فقط در ۱۰ عنوان به خاطرات زنان مبارز- اسیر و جانباز پرداخته شده است. البته ااخیرا اتفاقاتی در به رسمیت شناختن این حضور در کشور اتفاق افتاده است اما گمان می کنم بیش از اینکه از روی باور باشد روکردن یک آس برای مردمی است که رفته رفته در مقابل تبلیغات دفاع مقدسی واکسینه می شوند. خدا کند که از زنان ایران در جبهه ها دیگر رمبو نسازند.
گزارش امروزم در روزنامه اعتماد را با هدف حساس کردن جامعه نسبت به زنان رزمنده نوشتم.



من که به یاد شعر چادر ایرج میرزا افتادم.
گاهی اوقات حتی فرشته مرگ نیز از انجام وظیفه ذاتی خود غمگین و سرشکسته می شود.
تقدیم به مردی که بخش خاطره انگیزی از تاریخ کوتاه آزادی مطبوعات ایران
مدیون مردانگی و ایمان او به آزادی است.
تصاویری از آن روزها که ما نبودیم از دوربین احمد کاووسیان
| |||
|
شهردارتهران یا محمد باقرقالیباف
زمانیکه یک شهردار مصاحبه می کند فرض غالب بر این است که می خواهد اطلاعاتی در زمینه شهری به اطلاع شهروندان برساند. این یک فرض کاملا منطقی است آنچنان که وقتی یک فعال سیاسی با رسانه ها مصاحبه می کند، تعریف و تمجید از عقاید خود یا حزبش و دفاع یا رد یک رویداد سیاسی نخستین انگاره ای است که در ذهن مخاطب و حتی روزنامه نگار پیش رو شکل می گیرد« حال بگذریم از اینکه در ایران ما، شخصیت های سیاسی یا در حال تکذیب و تاییدند و یا انگ زنی به گروه یا گروههای رقیب»
اما پرسش اینجاست که اگر یک فعال سیاسی، شهردار شهری چون تهران شد مصاحبه های او را چه گونه باید تحلیل کرد. به خصوص آنکه این مدیر اصولگرا « گروهی که معمولا اقدامات مشابه رقیبان خود با رسانه های خارجی را تلویحا یا صریحا تقبیح می کنند» ظرف مدت کوتاهی به دو رسانه خارجی روی خوش نشان بدهد.« مصاحبه مشاورعالی شهردار تهران با شبکه الجزیره نیز از آن رو به حساب شهردار گذاشته شده که تصور گفتگوی مقام مسئولی چون ایازی که از او به عنوان نفر دوم شهرداری نام برده شده و او را عامل اصلی بسیاری از تصمیمات می دانند بدون تبعیت از نظام مواجهه شهردار با رسانه ها امکانپذیر نیست».
آیا این گفتگوها صرفا یک گفتگو چون سایر مصاحبه های خبری شهردار بوده است و یا اهداف ومعانی ای در پس آن به صورت خود آگاه یا ناخودآگاه نهان است؟
فرض اول محال است . به واقع چه نیازی است که شهرداری تهران گزارش عملکرد خود را در روزنامه فاینشنال تایمز انگلیسی و شبکه الجزیره اماراتی منتشر کند. پس باید به دنبال معانی دیگری در این مقال گشت.
این قطعیت ناشی از روالی است که از سالهای دوری در شهرداری تهران حاکم بوده و براساس آن شهردار پس از اعلام نظر تخصصی « شورای اطلاع رسانی » تصمیم می گرفته است. به عبارتی مقصود این است که گفتگو با شهردار تهران همواره از روندی متفاوت با سایر مدیران شهرداری برخوردار بوده است که در غیر این صورت شهردار تهران باید تا به امروز با تمامی رسانه های مکتوب به گفتگو می نشست که ننشسته است.
فرض دوم، یعنی وجود معانی و اهدافی در پس این گفتگوهای خارجی اما قابل قبول تر است. به خصوص اگر تلفیق جایگاه حقوقی یک مدیرمیانی در ساختار اداری کشور« شهردار» با شخصیت سیاسی ای به نام « محمد باقر قالیباف» را به رسمیت بشناسیم. این دوگانه در میان شهرداران تهران همواره وجود داشته است- « شهردار- توسلی»، « شهردار- نبی حبیبی»، « شهردار- کرباسچی » و « شهردار- احمدی نژاد» - مثال های از این دست هستند اما با این تفاوت که هیچگاه از چنین پیچیدگی و ساختاری آنچنان که در دوگانه شهردار- قالیباف وجود دارد برخوردار نبوده اند. به همین جهت نیز بود که در نمونه های فوق ما شاهد چنین رقابتی میان دوگانه ها برای جهت دهی به رفتارها نبوده یا اگر بودیم مربوط به اواخر کار شهرداران بودیم.
اما از ابتدای این دوره «1384-1386» ، اقداماتی در شهرداری تهران صورت پذیرفته که تماما تحت تاثیر رقابت میان شهردار- قالیباف بوده و اتفاقا از همین روست که گفتگوهای اخیر شهردار- قالیباف با رسانه های خارجی قابل ارزیابی می شود ، چرا که تکلیف این رقابت را روشن کرده است.
قالیباف در ابتدای پذیرش مسئولیت اداره تهران اراده اش بر قرار گرفتن در کسوت « شهردار» است . هدف، قرار گرفتن در یک قالب جدید برای زدودن قالب قدیمی است و از همین رو در این دوره « قالیباف شهردار» است که پیشی گرفتن از «قالیباف سیاست ورز» می گوید: « من اکنون وظیفه دارم که به مردم شهرتهران خدمت کنم، چون شهردار و مقام مسئول این شهرم». بنا به ضرورت و اسلوب کاری، جغرافیای مد نظر قالیباف شهردار در این دوره به درستی دارای یک مختصات محدود کننده است، تهران ، و این یعنی شخصیت حقوقی و اداری که البته دیری نمی پاید. کمی جلوتر قالیباف سیاسی رخ نشان می دهد. تصویر فتوژنیکش دوباره در سر و دیوار شهر نمایان می شود، هر چند با قیافه ای ملایمتر، بدون هواپیما و دختران و پسران جوان و از همه مهمتر با عنوان « شهردار». انتخابات شوراهای شهر فرصت مناسبی برای محک زدن چندین ماهه تاثیرات ردای شهرداری بود.« قالیباف » به خوبی « شهردار» شد و انصافا این محصول اقدامات مثبت قالیباف شهردار بود. البته شهردار با مسائل مهمی نیز روبرو شد که نتیجه آن «ابقائی » بود که رخدادهای حاشیه ای آن در آینده تاثیرگذار شد. تبعات این مسائل البته پس از تنفس دوساعته روز انتخاب نمایندگان شورا چندان پرهزینه نشد اما قالیباف « منظور یک جغرافیایی انسانی با تمامی افکار و عقاید و آمال است» را در برابر شهردار قرار داد. رقابت دوگانه شهردار- قالیباف این بار در مصاحبه هایی نمایانگر شد که در آن بخشی شهردار از تهران سخن می گفت و بخشی دیگر قالیباف برای طرح مسائل کلان تر. در این دوره بود که مجددا در مقام یک مقام ملی، قالیباف از مدیریت کلان و .... سخن راند. سید محمد خاتمی را به عنوان «دوست نزدیک» خواندن، به دیدار هاشمی رفسنجانی رفتن و البته اقداماتی مشابه در جریان راست از دیگر نشانه های این زایش جدید بود. تا اینجا تعادل برقرار بود اما موفقیت های روزافزون شهردار در جلب افکار عمومی مطابق سنت ایرانی نه «قالیباف شهردار» را که «قالیباف سیاست ورز» را تقویت کرد. او بود که با گروههای سیاسی نشست و برخاست می کرد، تغییرات شهرداری را متناسب با نگاههای سیاسی انجام می داد « گسترده ترین تغییرات شهرداری تهران در دوسال اخیر به دوره دوم انتخاب قالیباف تعلق دارد» . قالیباف احیاء شد و از همین رو بود که دعوت گروههای سیاسی را برای نشست های چند نفره بزرگان اجابت می گفت و به یاران نزدیکش این مجوز داده می شد که از گروه اصولگرایان انتقاده کرده و حتی جریانات درون شورای شهر را به سیاسی کاری متهم کنند و سر آخر با رییس جمهور به مجادله مستقیم بپردازد. قالیباف حس کرده است که برای جلب نظر حامیان باید به مرزبندی خود با مخالفانش عمق بیشتری ببخشد و این در تضاد با خواسته های یک شهردار است که به واسطه جایگاه اداری ناگزیر از دم فروبستن به خاطر تعامل گیری با مقام بالادستی خود است.
از همین منظر است که می توان گفت مصاحبه های اخیر صورت گرفته با رسانه های خارجی نه از سوی شهردار تهران که از طرف محمد باقر قالیباف صورت گرفته است. سیاستمداری که سعی می کند شهردار هم باشد( از منظر نگارنده این اتفاق هیچ بار منفی ندارد). موازنه در دوگانه شهردار- قالیباف هم اکنون به صورت محسوسی به سمت قالیباف برهم خورده است و اتفاقا از همین روست که قالیباف در گفتگوهای اخیر خود با رسانه ها دیگر نه از منظر یک شهردار با جغرافیای محدود که از منظر یک مقام ملی سخن می گوید. دقیقا عکس اظهار نظرهای روزهای نخستین.
به این جمله ها توجه کنید:« پروژه برج "میلاد" ..... برای کشور ما هزینه زیادی برده»، «در شرایط سیاسی کنونی،محدودیتهایی برای سرمایه گذاری در ایران تحمیل شده، اما بر این باورم که می توان این شرایط تحمیلی را کنار زد»، « یکی از مهمترین مسائل کشور ما مدیریت و اجرای مسائلی هستند که به طور اساسی با مسائل سیاسی گره خورده اند» به وضوح نمایان است که گوینده« قالیباف نه شهردار» از منظری ملی به مسایل نگریسته است. همچنان که قالیباف در گفتگو با فاینشنال تایمز 18 بار از کلمه عام « مردم » در مقابل 3 بارکلمه خاص و محدود کننده « شهروند» استفاده کرد. این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که پیش از این و در دوره ای که دوگانه شهردار- قالیباف به نفع شهردار بود حضور واژه شهروند در ادبیات وی کاملا محسوس بود «سخنرانی در شورای شهر16 شهریور 1384 ، سخنرانی در جمع مدیران رسانه ها در 21 اردیبهشت 1385و گفتگوی تلویزیونی 20 اردیبهشت ماه 85 ». این موضوع یک اشتباه یا تکه کلام نمی تواند باشد. هم از این جهت که در این دوره معمولا واژه عام مردم با پسوند تهران محدود می شد« درگفتگوی ویژه شبکه دو قالیباف در مقابل 16 بار استفاده از کلمه شهروند 6 بار واژه مردم را به کار برد که سه بار آن به این گونه بود- مردم تهران» و هم به این خاطر که قالیباف مطابق یک روال منطقی قبل از هر سخنرانی یا اظهار نظر واژه های خود را به دقت انتخاب می کند و بسیار هم بر این مسئله تاکید دارد.
اما اگر این فرآیند یک تصور باشد از منظر اهداف عینی گفتگوی خبری آن هم در آستانه انتخابات مجلس ایران نیز می توان دلایلی ارایه کرد.
اول، سیاستمداران هر روز نیازمند پیشروی در افکار عمومی هستند، بیشتر با عملکردشان و کمی هم با شاخ و برگهایی که به این عملکرد می دهند.
دوم، شاید در آینده میزان شناخت از قالیباف در دوگانه « قالیباف- شهردار» بیشتر مهم شود، پس از همین امروز باید به فکر بود و شخصیت سازی را آغاز کرد « من در رابطه با کار طرفدار توسعه دارم و تلاش می کنم تا فناوری مدرن جهانی را بکار گیرم- مصاحبه با فاینشنال تایمز ، ترجمه خبرگزاری مهر». برای این هدف خارجی کجا بهتر از الجزیره و فاینشنال تایمز
سوم، به گمانم خود قالیباف استدلالش را به دست داده است.
پرسش خبرنگار «آیا برای ریاست جمهوری نامزد خواهی شد؟
قالیباف : فکر می کنم حرفهای لازم را گفتم.
خوب به خاطر دارم که 11 ماه قبل از ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نهم سئوال مشابهی را در مقابل آسانسور مخصوص مدیران شهرداری از آقای احمدی نژاد پرسیدم و او در پاسخ گفت:« فکر می کنم حرفهایمان را با هم زدیم
این تحلیل فردا در روزنامه اعتماد هم منتشر می شود.
خدایا تو منی یا من توام ؟