مثل ديوانه ها به در و ديوار كوبيدن براي پر كردن اوقاتي كه مثل خوره روحت را مي جوند.نه حسي براي مطالعه مانده و نه براي تماشاي فيلم و شنيدن موسيقي و يا هزاران كار ديگري كه پيش از اين براي انجامشان لهله مي زديم. «زمان» اين زمان لعنتي شده خوره جانمان و انگار قصد گذشتن نداره ،پاشو كرده تو يه كفش و سرجاش مونده ،بلاتكليفي هم به كمك گرفته تا خيلي ها از جمله خودم رو به مرز جنون نزديك كنه ، جنون بيكاري. جايي هم كه نمي تونيم بريم ، سر زدن به همكاران روزنامه هاي ديگر مساوي با تحمل نگاههايي است كه با شادي و غم و يا دلسوزي فرياد مي زنند كه اومده دنبال كار و رفتن به حوزه خبري هم كه ديگه دليلي نداره هر چند من با پرويي تمام دارم همه برنامه ها رو مي رم حتي بيشتر از قبل. زندگي جالبي داريم يا انقدر مشغول كه فرصت رسيدن به خواسته ها و علايق غير كاري را نداريم و يا انقدر بيكار كه با زهم حوصله رسيدن به انها را نداريم.
مرگ اوريانا فالاچي تكان دهنده است .براي هر كسي كه دست كم يكبار نوشته اي از او را خوانده باشد ،مثلا كتاب<< زندگي جنگ و ديگر هيچ را >> يا <<به كودكي كه هرگز زاده نشد>> و يا شايد داستان <<يك مرد>> را .البته اين فقط مختص به علاقنمندان ادبيات است چه براي روزنامه نگاران اين زن ايتاليايي تبار جايگاه ويزه تري دارد .براي ما روزنامه نگاران فالاچي يك اسطوره است به اين دليل كه مي دانيم گفتگو كردن با كساني كه فالاچي با آنها رودرو شد تا چه حد دشوار و خطرناك است .گفتگو با رييس سيا ، با وزير نفت امارات منحده وشاه و آيت الله خميني و دهها سياستمدار و حاكم ديگر كه در اوج قدرت به سر مي بردند.ما بهتر مي دانيم كه چقدر جرات مي خواهد تا به عنوان يك روزنامه نگار به دل خطر بزني و تا آخرين حد ممكن به جنك در حال انجام در ويتنام نزديك بشوي و حتي با رهبر ويت كنگ ها در محدوده خودشان مخالت كني سپس به خاطر يك خبر در به شيلي سفر كني و در ميدانگاهي كه سربازان پينوشه فقط براي قتل عام حاضر شده اند حاضر شوي ،نه در حاشيه كه در متن حادثه كه باعث تير خوردنش هم شد. فالاچي روزنامه نگاري به معناي واقعي بود، هميشه حاضر ، جسور ، با هوش با قلمي سحر انگيز. پيشنهاد مي كنم كتابهايش را بخوانيد به خصوص گفتگو با تاريخ را تا ببينيد در مقام يك روزنامه نگار با چه اشرافي در مقابل سردمداران مي نشستد و براي روشنگري به درون شخصيت آنها رسوخ مي كرد. اينكه چطور رييس سيا خلع سلاح كرد و چطور نشانمان داد كه شاه ايران در اوج قدرت بيش از يك انسان متوهم و كوته نظر نيست .زندگي شخصي و حرفه اي فالاچي همواره حسادت برانگيز خواهد بود به خصوص اگر روزنامه نگار باشي كه هستم .
دومين روز، مصائب در آستانه سرك كشيدن هستند .نه از جنس مالي بل آنچه حجم بيهودگي ناميده مي شود. خوابيدن و بيدار شدن بدون لذت و هدف. اين آستانه افسردگي است از آن دست كه بهتر مي داني نباشي. و درد جانكاه تر مي شود اگر بداني اچبار تنها مفهوم حاضر است .دركش سخت است اما پس از سه با تجربه مشابه باور دارم كه هيچگاه تعطيلي عادي نمي شود. پس اميد را بزرگترين دروغي مي يابم كه تنها به درد توصيه كردن مي خورد.به گفته شاملو
در نيست
راه نيست
شب نيست
ماه نيست
نه روز و نه آفتاب
ما بيرون زمان ايستاده ايم
با دشنه تلخي بر گرده هايمان
در مردگان خود نظر مي بنديم باطرح خنده اي
و
نوبت خويش را انتظار مي كشيم بي هيچ خنده اي .
ديروز كه داغ بوديم نفهميديم اما امروز روز ديگري است .انگار تازه فهميديم كه ديگه روزنامه نداريم ،كار نداريم و حتي هويت حرفه اي ،افروزمنش هستم از . نااميد نيستيم اما عصبي چرا،برنامه ريزي هاي خيلي ها به هم ريخته و ترس از روزهاي پر از اوقات فراغت خيلي ها را نگران كرده ،يكي اش خود من .اما به هر حال گريزي هم نيست ما با علم بر بي ثباتي شغل مان را انتخاب كرده ايم و مي دانيم كه در ايران زندگي مي كنيم .اولين روز پس از توقيف مشابه اولين روز خانه اي است كه عزيزي را از دست داده .
صبح امروز به همراه يكي از دوستان و براي مشورت در مورد يه كار تحقيقي رفته بودم پيش سعيد حجاريان .ديدن آقا سعيد در وضعيتي كه تازه به گفته خودش خوب شده براي هر كسي دردناكه به خصوص براي من و دوستم كه يه جورايي اين رو كيفر عضويتش در شوراي شهر دوره اول مي دونيم. از سعيد حجاريان در طول ده ماه عضويت در شوراي شهر دوره اول كه اصغرزاده گند زد بهش ، شوراياري ها به يادگار مونده .ايده اي آنقدر حساب شده كه حتي كسي مثل احمدي نژاد و يارانش در شورا هم با وجود عزمشان نتوانستند سفره اونو برچينند.شوراياري ها نمونه واقعي يه ايده ناب و مصداق بارز همون تئوري معروف حجاريان يعني فشار از پايين چانه زني از بالا بود . تازه براي اولين بار امروز فهميدم آقا سعيد براي ارائه اين طرح در خلال برگزاري انتخابات در اسفند ماه 77 و استقرار شورائيان در ارديبهشت 78با هزينه شخصي يه سفر مطالعاتي به انگلستان داشت. قطعا تا به حال چند باراز خوندن اين متن گفتيد« كه چي» باور كنيد يا نه خودم هم همين نظر رو دارم اما اين مطلب رو نوشتم تا از آقا سعيد گفته باشم و ارادتم به اين انديشمند .
«.......آقا بريد خدا را شكر كنيد كه فقط حدود 30 نفر مردند،باور كنيد اين از بركات حضور امام رضا(ع)بود وگرنه تعداد بيشتري جان خود را از دست مي دادند» بدون توضيح بگم اين بخشي از اظهارات رييس شركت ايرتور بود كه هواپيمايش روز جمعه در مشهد سقوط كرد.اين آقا امروز اين سخنان نغز را به يكي از همكارانم در روزنامه گفته است .اميدوارم كه اين دوستم اين جملات را منتشر كند تا عده بيشتري شكر گذار شوند
((هر دم ازين باغ بري مي رسد)) امروز خبردار شدم كه 4000 دستگاه از مجموع 23 هزار دستگاه تاكسي موجود در تهران گمشده و سازمان تاكسيراني هم از اونها بي خبر است . گزارشش روبخونید

صبح امروز سالازار نماينده يونيسف در ايران در مورد اقدامات سازمان متبوعش در باره پاكسازي مين هاي باقي مانده از زمان جنگ در ايران گفت كه هيچ برنامه اي ندارند و هيچ درخواستي هم از طرف دولت ايران براي كمك نداشته اند. سالازار خيلي راحت اين حرف رو زد ، اونقدر راحت كه از هر چي سازمان بين المللي متنفر شدم. اما بدتر از اين خانم مهتاب كرامتي بود .اين هنرپيشه سينما كه ديروز رسما به عنوان سفير حسن نيت ايران در يونيسف به جامعه بين المللي معرفي شد در شرايطي كه روزانه 2/2 ايراني در اثر انفجار مين كشته يا مجروح مي شوند از وجود مين ها و مواد منفجر نشده در كشور لبنان ابراز نگراني كرد و حتي از خبرنگاران خواست كه به اين موضوع انساني توجه كنند.((موضوع انساني ))قطعا تعبير مناسبي براي توصيف فاجعه انفجار مين زير پاي غير نظامي ها است، با پيگيري اين موضوع در هر جاي دنيا هم موافقم اما فكر مي كنم چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است .بايد توجه داشته باشيم كه ما در دومين كشور آلوده جهان از نظر مين زندگي مي كنيم . حدود سه ميليون هكتار از اراضي پنج استان كشورمان الوده است .اين ميزان چهار برابر آلودگي در كشور افغانستان است . از نظر ميران تلفات هم ايران در رتبه پنجم قرار دارد.روزانه 2/2 نفر كه اكثرا كودك و زن هستند. مطمئن هستم كه اين ارقام چندين هزار بزرگتر از انچه در لبنان وجود دارد مي باشد. با اين حال ما هنوز هيج كاري نمي كنيم و جامعه بين المللي كه هيچ ((در كتابي كه سازما ن ملل در مورد آلودگي كشورهاي جهان در نايروبي در آورد سهم ايران فقط دو صفحه بود))سفير زيباي كشورمان در يونيسف هم از آن بي اطلاع است . واقعا جاي تاسف دارد .خدا را شكر مي كنم كه مصدومان انفجار مين به دليل فقر مفرط حاكم بر نقاط مرزي استانهاي ايلام،خوزستان،كرمانشاه،كردستان و آذربايجان غربي اينقدر مشكل دارند كه روزنامه نمي خونن.واقعا در اين صورت چه پاسخي براي اونها داشتيم وقتي از نگراني سفير كشورشان در مورد فاجعه مين هاي مانده از جنگ در كشور لبنان مطلع مي شدند. واقعا كدام كودك در معرض خطر براي ما اولويت دارد لبناني يا ايراني . در صورت علاقمندي به فعاليت در تنها ngoفعال براي آشكار كردن اين فاجعه انساني در ايران به ما در كانون مشاركت در پاكسازي مين بپيونديد.
اين خبرها را تازه شنيدم .روز سه شنبه يكي از اعضاي شوراي شهر يه پرونده جديد ازتخلفات دوران شهرداري احمدي نژاد را رو مي كند والبته مبلغ اين تخلف كه ظاهرا 17 ميليارد تومان است اختلاس نشده فقط بدون مجوز شورا بخشيده شده .ظاهرا آدم هاي درگير هم آقاي سعيد لو و يكي از اعضاي شورا هستند كه يه توافق بدون مجوز را بر سر تخلفات ساخت و ساز با يه شركت خودرو سازي انجام داده اند .
اين خبر رو هم بازتاب داده ،پس از دو ماه اختلاف بر سر هزينه 106 ميليون توماني از بودجه شهرداري تهران براي جشن چهارم تير، اين مبلغ به شهرداري تهران بازگشت داده ميشود. پس از گذشت دو ماه از انتشار اخبار ضد و نقيض درباره هزينه 106 ميليون توماني، قرار است اين مبلغ به شهرداري تهران بازگردانده شود.گفته ميشود، مبلغ چهل ميليون تومان از هزينه يادشده بابت كرايه تجهيزات و مبلغ شصت ميليون تومان نيز براي گل و شيريني هزينه شده است. شهرداري تهران، در نامه شماره 2972/م مورخ 9/3/85، از معاون مالي وقت شهرداري تهران، خواستار روشن شدن وضعيت اين مبلغ شده بود.
يه خبر ديگه هم اينكه قاليباف با خاتمي ديدار و گفتگو كرده.اين دومين ديدار اين دو نفر پس از انتخابات بود و ظاهرا دليل هم انتخابات شورا بوده است .